رد کردن لینک ها

تمرین هجدهم: کاربر نهایی تان یک‌ انسان است، نه عدد

اگر جریان خلاق شما نهایتاً منجر به خلق محصول یا خدمتی می‌شود که مورد استفاده گروهی از مخاطبان قرار می‌گیرد، یکی از منابع بسیار موثر الهاماتتان می‌تواند همدلی با کاربر نهایی باشد.

رویکرد انسان‌محور به مسائل، رویکردیست که غالباً در مرحله حرف می‌ماند و هرگز اجرا نمی‌شود. پس اگر به آن توجه و روی آن سرمایه‌گذاری کنید، می‌توانید از دیگران پیشی بگیرید.

نباید اجازه بدهید که آدم‌ها و مخاطبان واقعی، برای شما تبدیل به اعداد و ارقام و منحنی‌هایی بی‌جان شوند.

با آن‌ها تعامل داشته باشید و سعی کنید بیابید که واقعا به چه چیزی نیاز دارند.

از نزدیک مشاهده میدانی انجام دهید و نحوه تعامل مخاطب با محصولتان را بررسی کنید. در این‌حین چه چیزی او را آزار می‌دهد و یا چه نیازی دارد که در محصول، پاسخی به آن نمی‌یابد.
تعامل و همدلی نزدیک با مخاطب، احتمالاً راهیست برای آنکه بتوانید ایده‌هایی مطرح کنید که متمایز از دیگران است.

کاربر را در موقعیت واقعی بررسی کنید، نه از طریق مصاحبه و یا پرسشنامه.

پیشفرض‌های ذهنی خود را کنار بگذارید و هرگز تصور نکنید که همه همان‌گونه از این‌محصول استفاده می‌کنند که شما می‌کنید.

به نیازهای پنهان مخاطب پی ببرید.
ممکن است مخاطبان نتوانند به درستی نیاز خود را تشخیص دهند، کلمات لازم برای انتقال نیاز خود به شما را در اختیار نداشته باشند و یا در کل از اینکه می‌توانند به امکانات بیشتری دست پیدا کنند، اطلاعی نداشته باشند. این وظیفه شماست که نیازهای پنهان او را شناسایی کرده و برای حل آن‌ها، محصول خود را اصلاح کنید.

برای تقویت این‌مهارت می‌توانید از تمرین کیف پول استفاده کنید:

نحوه انجام:

الف- تشکیل گروه:

برای انجام این‌تمرین نیاز به گروه‌هایی دونفره دارید. دو به دو بنشینید و یکی از وسایلی را که هرروز مورد استفاده‌تان قرار می‌گیرد را انتخاب کنید. برای مثال: کیف پول.

ب- تعامل ابتدایی:

یکی از افراد گروه، نقش کاربر نهایی را ایفا می‌کند و دیگری نقش فرد مسئول و سازنده محصول. سازنده ابتدا باید با مصرف‌کننده ارتباط برقرار کند و از او بخواهد تا در مورد محصول صحبت کند. مثلاً اینکه از آن برای حمل چه وسایلی استفاده می‌کند و هر کدام از آن وسایل چه اهمیتی دارند.

ج- کشف نقایص:

در این‌مرحله، سازنده باید با پرسیدن سوالاتی، به دنبال نقایص و نکات منفی و آزاردهنده‌ی محصول،در اینجا کیف پول، بپردازد.
مثلاً اینکه در جابه‌جایی چه وسایلی از طریق کیف دچار مشکل می‌شوید؟ آیا تا به حال آسیب‌دیدن کاغذها و یا عکس‌های موجود در کیف را تجربه کرده‌اید؟ و یا اینکه آیا تاکنون کیف پول خود را گم کرده‌اید؟ در آن‌زمان بزرگ‌ترین نگرانی شما چه بود؟. و یا حتی از مصرف‌کننده بخواهد که همان‌لحظه به طور نمادین از تمام بخش‌های کیف استفاده کند و بلند بگوید چه مشکلی او را آزار می‌دهد.

د- نتیجه‌گیری:

پس از طی‌کردن مراحل پیشین، در اینجا سازنده باید اطلاعات و مشاهدات خود را در این‌قالب جمع‌بندی کند:

«………..مخاطب من به راهی نیاز دارد که ……… تا به او احساس ……… بدهد؛ زیرا »

در قسمت خالی اول، باید نیاز مخاطب مورد بررسی قرار بگیرد. در قسمت دوم، احساساتی که باید بتوانید در او ایجاد کنید و در قسمت سوم، علت نیاز به چنین تغییری.

برای مثال: «مخاطب من نیاز دارد که جای امنی در کیف پول خود برای نگهداری کارت‌هایش داشته باشد، تا به او احساس امنیت بدهد؛ چراکه او از جای کارت فعلی کیف پولش ناراضی است و  می‌گوید کارت‌ها به راحتی از درزهای آن به بیرون لیز می‌خورند و او مدام نگران است که کارت‌هایش بیرون افتاده و گم شوند.»

یا: «مخاطب من نیاز دارد تا بخش مخصوصی برای قراردادن عکس در کیف پول تعبیه شود که ضدآب باشد تا به او احساس بهتری بدهد؛ چراکه عکس‌هایی که در کیفش حمل می‌کند برای او ارزش معنوی بالایی دارند.»

سپس باید جای مصرف‌کننده و سازنده تغییر کند و درمورد وسیله‌ای دیگر، همین‌بحث را دنبال کنند.

ه- اقدام:

اکنون باید با وسایلی اولیه مانند فوم، پارچه، فویل آلومینیومی یا … نمونه‌ای اولیه برای حل مشکلاتی که کشف کردید، بسازید.
برای مثال کیف پولی که جای کارت‌های امن‌تری دارد و یا با یک جی‌پی‌اس قابل ردیابی است و اگر گم شود، می‌شود به راحتی آن را از طریق تلفن همراه پیدا کرد. یا سامسونتی که حمل و نقل آسانتری داشته باشد و بتوان با اثرانگشت آن را باز کرد. نیازی نیست نمونه‌تان حتما کار کند. فقط باید بتواند آنچه در ذهن دارید را منتقل کند. حتی اگر جی‌پی‌اسی که گفته شد را از طریق یک‌نقاشیِ کاغذیِ چسبانده‌شده روی کیف پول نشان دهید.

و سپس مانند یک‌بازاریاب حرفه‌ای، آن را به سایر گروه‌ها معرفی کنید.

د- ارزیابی:

هرکدام از نمونه‌ها، مورد ارزیابی گروه قرار می‌گیرد.
آیا سازنده توانست نیازهای مصرف‌کننده را به درستی تشخیص داده و آن‌ها را حل کند؟ آیا هیچ کدام از این‌نمونه‌ها توانایی عرضه به صورت گسترده در بازار حقیقی را دارند؟ آیا ایده خلاقانه و بسیار عجیبی مطرح شد؟

تمرین کیف پول می‌تواند توانایی همدردی، کشف نیازهای پنهانی و تلاش برای رفع آن‌ها را در شما تقویت کند و می‌توانید پس از کمی تلاش، آن را در مورد مسائلی مهم و گسترده‌تر و یا حتی شخصی، به کار ببندید.


دروس دوره تفکر خلاق :
این مطلب قسمت 21 از 24 دوره های آکادمی ریسلف است : تفکر خلاق
💛اگراین مطلب را پسندید به اشتراک هم بگذارید💛

به گفتگو بپیوندید