رد کردن لینک ها

تمرین اول: روی زخمتان مرهم بگذارید

بسیاری از افراد، تجاربی تلخ از سرکوب‌شدن خلاقیتشان داشته‌اند.
زمانی که رهاکردن تخیل و خلاقیتشان، مورد سرکوب و یا تمسخر والدین، معلم و یا دوستشان قرار گرفت. زمانی که کسی خلاق‌بودنتان را محکوم کرد، ایده‌ی نوآورانه‌ای که داشتید را جدی نگرفت و یا انجام کارها به شیوه‌ای متفاوت را خطا تلقی کرد، در آن‌زمان شما چیزی را تجربه کرده‌اید که تام و دیوید کلی آن را «زخم خلاقیت» نامیده‌اند. تجربه‌های تلخ که ممکن است شما را برای همیشه از خلاق‌بودن محروم کرده باشد و مسبب آن شده باشد که دیگر خودتان را فردی خلاق تلقی نکنید.

این‌تجارب، پاک‌شدنی نیستند؛ اما با آگاهی به آن‌ها، می‌توان از اثر مخربشان کاست. درست است که سرکوب، تمسخر و یا تحقیر از جانب کسانی که در زندگی شخصیتان و یا در جامعه نقشی مهم دارند، میتواند انگیزه‌تان را تضعیف کند اما نهایتاً این شما هستید که تصمیم میگیرید دیگر خلاق نباشید.

درست است که نمی‌توانید محیط و افراد پیرامونتان را کنترل کنید و نمی‌توانید اتفاقاتی که رخ داده‌اند را از بین ببرید اما می‌توانید تصمیم بگیرید که افرادی که چنان رفتاری با ایده‌های خلاقانه شما داشته‌اند، نتوانند برای همیشه از این‌جریان لذت‌بخش، محرومتان کنند.

باید توجه داشته باشید که تمام افراد، از زمان تولد، خلاق هستند؛ چراکه خلاقیت و کنجکاوی، مهارت‌هایی هستند که به فرد اجازه تعامل سازنده با محیط و بقا را می‌دهد. پس اینکه کسی خلاق نباشد، امکان‌پذیر نیست. کافی است از اطرافیانتان بپرسید که در کودکی چه رفتارهایی نشان می‌دادید، چه سوالات عجیبی می‌پرسیدید و چه بازی‌ها و داستان‌هایی را اختراع می‌کردید.

درواقع تنها تفاوتی که بین افراد خلاق و دیگران وجود دارد، قدرت عضله خلاقیت آن‌هاست. پس کاری که باید بکنید، شروع از نقطه صفر و ایجاد خلاقیت نیست، بلکه تنها تقویت آن است.


دروس دوره تفکر خلاق :
این مطلب قسمت 4 از 24 دوره های آکادمی ریسلف است : تفکر خلاق
💛اگراین مطلب را پسندید به اشتراک هم بگذارید💛

به گفتگو بپیوندید