رد کردن لینک ها

تمرین ششم: یکپارچگی شخصی

از زمانی که نظام ارزش‌ها و باورهای خودمان شکل می‌گیرد، موضوع یکپارچگی مطرح می‌شود. یکپارچگی به چه معناست؟ منظور از یکپارچگی یا انسجام این است که رفتارمان با نظر و عقیده‌مان یکی باشد. به عبارت دیگر حرف و عمل‌مان یکی شود. سوالی که ممکن است ایجاد شود این است که این یکی بودن چه کمکی به عزت نفس می‌کند؟

وقتی رفتارمان با عقایدمان و حرف‌هایی که زدیم هم‌خوانی ندارد، پیش خودمان بی اعتبار می‌شویم. علی الظاهر دیگران در داوری کردن ما عیب و ایرادی نمی‌بینند ولی زمانی که در ذهن‌، خودمان را داوری می‌کنیم این دورویی و ریاکاری فریاد می‌زند. همچنین وقتی فردی را می‌بینید که کلام و رفتارش هم‌خوانی دارد، راحت‌تر به او اعتماد می‌کنید در برابر کسی که حرف و عملش یکی نیست. در مجموع زمانی که فقط خودمان بتوانیم عزت نفس‌مان را تقویت کنیم، تنها خودمان نیز می‌توانیم از آن بکاهیم و عدم انسجام و یکپارچگی ضربه‌ای است که به عزت نفس خود می‌زنیم.

سختی انطباق با معیارها و ارزش‌های خود

زمانی که معیارها و ارزش‌های ما تحمیلی باشند، انطباق با آنان کار سختی است. فردی که از بچگی تحت آموزش قرارگرفته که مال اندوزی بد است، در بزرگسالی با موفقیت‌های کاری به مشکل می‌خورد. زمانی که فرد به سنی می‌رسد که باید خودش انتخاب کند، وقت آن رسیده که ارزش‌هایی که درونش نهادینه شده را زندگی کند و خود را از بند ارزش‌های تحمیلی خانواده و جامعه جدا کند. قطعا تجدید نظر در عمیق‌ترین باورهایی که از دوران کودکی در ما شکل گرفته کار سخت و دشواری است ولی اگر شجاعت لازم را داشته باشیم، این کار شدنی است. ما زمانی می‌توانیم به انسجام و یکپارچگی برسیم که ارزش‌های خودمان را زندگی کنیم.

برای رسیدن به انسجام و یکپارچگی شخصیتی باورهای زیر را در خودمان تقویت کنیم:

  • باید پای حرفم بایستم و به آن عمل کنم.
  • باید به قول و قرارم احترام بگذارم و پایبند باشم.
  • باید عقاید و ارزش‌هایم با اعمال و رفتارم یکی باشد.

 تمرین شش بعلاوه یک: احساس گناه

احساس گناه از عزت نفس ما می‌کاهد. مثلا کودکی که خود را مسئول اعمال خلاف پدر و مادر خود می‌داند و با خود می‌گوید: اگر من بد نبودم، پدر و مادرم از هم جدا نمی‌شدند یا با هم دعوا نمی‌کردند. همچنین احساس گناه ما در دوران بزرگسالی که می‌توانی ناشی از یک اشتباه باشد. چه اشتباه کوچکی که خسارات جزئی داشته چه اشتباه بزرگ‌تری مانند فوت عزیزمان در یک حادثه رانندگی. حتی اگر در کاری مقصر هم باشیم باید تلاش کنیم که از این احساس گناه رها شویم. برای این رهایی، پنج گام زیر می‌تواند کمک کننده باشد:

  1. از واقعیت فرار نکنیم و آن را بپذیریم و مسئولیتش را قبول کنیم.
  2. با برخوردی مهربانانه‌تر با خود به علت آن بپردازیم و از موضوع اصلی طفره نرویم.
  3. اگر افراد دیگری تحت تأثیر کار ما آسیب دیده‌اند، به آن‌ها اطلاع دهیم که از خسارتی که دیده‌اند با خبرید و احساسشان را درک می‌کنید.
  4. تا جای امکان جبران کنیم.
  5. با خود عهد کنیم که در آینده متفاوت عمل کنیم.

اگراز بند احساس گناه رها نشویم ممکن است تا سال‌ها رنج بکشیم و عزت نفس مان نیز آسیب جدی می‌بیند. در صورتی که از نظر روحی و روانی آسیب‌های جدی دیده باشیم، نیاز است یک روانشناس در کنار ما قرار بگیرد.

این مطلب قسمت 9 از 10 دوره های آکادمی ریسلف است : عزت نفس
💛اگراین مطلب را پسندید به اشتراک هم بگذارید💛

به گفتگو بپیوندید