رد کردن لینک ها

استرس چیست

برای غلبه بر هر مشکل، چالش و مسئله‌ای باید ابتدا به خوبی آن را شناخت و تمام ابعادش را درک کرد. تنها پس از درک و شناخت تمام و کمال یک‌مشکل است که می‌توانیم به صورتی موثر و کاربردی، تغییراتی را جهت حل آن، اعمال کنیم. پس در اولین قدمِ این‌دوره باید استرس را به خوبی بشناسیم:

استرس چیست؟

استرس، حالت آماده‌باش بدن به شمار می‌رود. مطابق با همان وضعیت قرمز در دنیای واقعی که همه برای رخ‌دادن اتفاقات ناگوار آماده شده و می‌توانند در هرلحظه فرار کرده و یا از خودشان دفاع کنند. استرس نیز بدن را هنگام دریافت محرک‌هایی از خطراتِ بالقوه، به حالت آماده‌باش و تعقیب و گریز در می‌آورد. استرس یک‌بیماری، یک‌عادت و یا نقص نیست بلکه ابزارِ بدن برای آماده‌شدن و نشان‌دادن بهترین عملکرد در مواقع ضروری می‌باشد؛ همان‌طور که در حیوانات هم می‌توان این‌ابزار کاربردی و حیاتی را مشاهده کرد. استرس قادر است سرعت عمل را تا حد زیادی افزایش دهد و تمرکز را بالا ببرد. تصور کنید اگر شب امتحان هیچ استرسی نداشتید، احتمالاً هیچ تلاشی برای مطالعه منابع آزمون خود نمی‌کردید.

استرس بیمارگونه چه خصوصیاتی دارد؟

در واقع استرس در سطوح نرمال –سطح نرمال استرس هر فرد، مختص به خود اوست-، کاملاً طبیعی است و الزامی در اعمال کنترل بر آن نیست. اما چه چیزی در مورد استرس است که آن را دردسرساز می‌کند؟ میزان زیادی از استرس در طولانی‌مدت است که موجب می‌شود آن، از ابزاری کارآمد به نوعی نقص روانی تبدیل شود.

استرس مزمن می‌تواند منجر به اختلالات خواب،کاهش تمرکز و خستگی مداوم شود. قادر است به سیستم گوارش بدن آسیب زده و ریسک ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی را افزایش دهد. سیستم ایمنی بدن را دچار اختلال کرده و همچنین موجب شود که فرد از لحاظ روانی، دچار حساسیت‌های بالایی شود و به مسائل معمولی، واکنش‌هایی شدید و کنترل‌نشده نشان دهد.

چه عواملی بر عبور میزان استرس شما از سطح نرمال موثرند؟

اما چه چیزی باعث می‌شود شما، سطح استرس بالاتری از بقیه را تجربه کنید؟ این‌موضوع به دو عامل مربوط می‌شود: دنیای اطراف شما و نحوه واکنش شما به دنیای اطرافتان. عامل اول به محیط مربوط است و به نوع رویداد، ماهیت چالش‌ها و میزان استرس‌زابودن پیرامون شما که در تمرین دوم تا پنجم به ارائه راه‌حل‌هایی در این‌زمینه می‌پردازیم. اما عامل دوم به شخصیت شما بستگی دارد و نحوه کنترل و مدیریت شما بر شرایط و مهارت‌هایتان در این‌مورد. در تمرین ششم تا هشتم به حل این‌معضل پرداخته می‌شود.

منابع استرس چند دستهاند؟

با توجه به دسته‌بندی‌ای که بالاتر انجام شد، می‌توان گفت که استرس از دومنبع نشات می‌گیرد، منابع بیرونی و منابع درونی.

شاید منابع بیرونیِ استرس را غالباً با وقایع بزرگ و تاثیرگذار بشناسید؛ مانند از دست ‌دادن عزیزان، از دست دادن شغل یا سرمایه، تصادفات رانندگی، حوادث طبیعی و یا خسارت‌های سنگین مالی. گرچه این‌منابع هم به طور قطع بر سطح استرس فرد تاثیرگذارند اما بخش مهم و بزرگی از استرس شما، ناشی از مشکلات کوچک روزمره‌تان ست؛ مانند ترافیک‌های سنگین شهری، همکار ناسازگار، همسایه‌ای که باید مدام در مورد جای پارک با او بحث کنید، شلوغی محل کار و وظایف متعددی که آن‌ها را تقبل کرده‌اید. این‌دردسرهای کوچک روزمره درصورت مزمن و طولانی مدت شدن می‌توانند تاثیراتی مخرب بر آرامش و سطح نرمال استرس شما داشته باشند.

اما در مورد منابع درونی استرس: یکی از عوامل مهم، ژنتیک است. برخی از افراد به طور مادرزاد، پتانسیل بالاتری را در تجربه سطوح شدید هیجانی نسبت به دیگران نشان می‌دهند. به این‌معنی که استعداد بیشتری در مضطرب‌شدن و نشان‌دادن واکنش‌های شدید به مسائل چالش‌برانگیز دارند. البته نکته مثبت آن است که این‌گونه افراد، درک بالاتری نسبت به مسائلِ هیجانی دارند و می‌توانند امور انسانی و احساسی را بهتر و موثرتر کشف و تحلیل کنند. اما در هرصورت نمی‌توان از حساسیت بالای آن‌ها نسبت به مشکلات و دردسرها چشم‌پوشی کرد. باید این‌نکته را همواره در نظر داشت که ژنتیکی‌بودن استعداد اضطراب، به معنای غیرممکن‌بودن کنترل و مهار آن نیست. تنها باید با تلاش و تمرینی مصمم و مداوم، باورهای مخربی که در سالیان طولانی در آن‌ها شکل گرفته است را ریشه‌کن کرد. باورهایی مانند آن‌که دنیای ما پر از اتفاقات منفی است و ما آن‌طور که باید بر این‌اتفاقات، کنترل نداریم.

استرس چگونه میتواند کمککننده و ناجی باشد؟

بالاتر درمورد فواید استرس صحبت کردیم اما در این‌قسمت قصد داریم تا کمی مفصل‌تر به آن بپردازیم تا بتوانید به وضوح درک کنید که چرا استرس گاهی می‌تواند ناجی شما باشد.

استرس ابزار واکنشی بدن به خطرات بالقوه است. خطراتی که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند و لزوماً هم فیزیکی نیستند. به عنوان مثال زمانی که به علت احتمال ردشدن در امتحانتان مضطرب هستید، خود امتحان یک‌خطر بالقوه فیزیکی است اما ترس شما از آن‌که آبرویتان جلوی استادتان برود و یا اعتبارتان را نزد دیگران از دست بدهید، بخش روانی خطر را تشکیل می‌دهد. پس هرچقدر به موعد امتحان نزدیک‌تر شوید، استرستان از ردشدن در امتحان بیشتر شده و هرچقدر اعتبارتان برای شما اهمیت بیشتری پیدا کند، از رفتن آبرویتان هراس بیشتری پیدا می‌کنید.

سه‌سیستم واکنشی در زمان استرس، بدن شما را برای روبه‌رویی با شرایط خطر آماده می‌کند:

۱- سیستم فیزیکی بدن= تغییرات فیزیکی بدن مانند افزایش ضربان قلب، ریتم تنفس، خون‌رسانی بیشتر به اندام‌هایی که در فرار موثرند و یا گشادشدن مردمک چشم. همه این‌تغییرات در کوتاه‌مدت، مهم و ضروری هستند و بدن شما را برای فرار از موقعیت خطر آماده می‌کنند؛ اما د رصورت تجربه استرس به صورت مزمن، این‌تغییرات باعث درهم شکستن سیستم ایمنی بدن شده و ریسک ابتلا به بیماری‌ها، خصوصاً بیماری‌های عفونی و یا سرطان را افزایش می‌دهد و علاوه بر آن، به علت انرژی زیادی که از فرد می‌گیرد موجب خستگی مزمن و آزاردهنده او می‌شود.

۲- سیستم روانی-رفتاری: درهنگام خطر، بدن به طور مداوم محیط اطراف را برای گشتن به دنبال منشا آسیب‌های احتمالی اسکن می‌کند. این‌موضوع در کوتاه مدت می‌تواند بسیار مفید واقع شود چراکه به محض وقوع تغییراتی در محیط می‌توانید بلافاصله از آن آگاه شوید. اما در طولانی مدت شما را دچار مشکلات تمرکز می‌کند چراکه بدن برای اسکن دائمی محیط، مدام نقطه تمرکز را تغییر می‌دهد و اگر بخواهید بر یک‌موضوع متمرکز باقی بمانید، قطعاً دچار مشکلاتی شدید خواهید شد. علاوه بر آن، در هنگام خطرهای بالقوه، روان شما تحریک‌پذیرتر می‌شود و منتظر نشان‌دادن واکنش به اتفاقات چالشی است. عصبی[۱] می‌شوید و مدام پاهایتان را تکان داده و یا ناخنتان را می‌جوید.

همه این‌سیستم‌ها در کنار هم، شما را برای رویارویی با شرایط مخاطره‌آمیز آماده می‌کنند. این‌اتفاق، هنگامی که در موقعیت واقعی خطر هستید می‌تواند بقا و یا عملکرد بالای شما را تضمین کند. اما زمانیکه درواقع خطری وجود ندارد، چنین واکنش‌هایی می‌تواند آزاردهنده باشد.

[۱] Nervous

این مطلب قسمت 2 از 8 دوره های آکادمی ریسلف است : استرس
💛اگراین مطلب را پسندید به اشتراک هم بگذارید💛

به گفتگو بپیوندید