رد کردن لینک ها

انواع اهمال کاری و علل آن(۳ دلیل اصلی اهمال کاری و حل آن)

اهمال­ کاری،چرا و چگونه؟🤔

برای نابود­کردن کامل یک گیاه هرز، باید ریشه آن را از بین برد و برای تغییر یک رفتار مخرب، باید علل آن را شناسایی و سپس آن­ها را ریشه کن کرد. در بخش­ قبل پرونده اهمال کاری، درمورد چیستی و تعریف اهمال­ کاری صحبت کردیم و سعی مان بر آن بود که با کنارزدن توجیهات و باورهای غلط، به ماهیت خالص اهمال­ کاری برسیم. حال باید در رفتارها و تفکراتمان کندوکاو کرده و علل اصلی اهمال­ کاری را بیابیم. هر­رفتار ریشه در باور فرد دارد و از طرفی باور محدود به زمان، و بین گذشته، حال و آینده در گذار است. در این ­یادداشت قصد داریم تا باورهای بنیادین اهمال­ کاری در گذشته و حال را بررسی کنیم.

🔴بخشی از دلایل اهمال­ کاری که باید در گذشته جست­وجو کرد:

فراموشی تبعات اهمال­ کاری در گذشته و سفسطه ­ی برنامه ­ریزی:

گذشته برای آن است که از آن درس بگیریم و اشتباهاتی که سابقا مرتکب شده­ایم را مجددا تکرار نکنیم. حال اگر این اتفاق رخ ندهد و اهمال­کاری­های گذشته­مان و تبعات و زیان­های آن را به فراموشی بسپاریم، به احتمال زیاد دوباره از همان سوراخ قبلی، گزیده­خواهیم­شد. آنگاه که چشممان را روی تجارب زیسته­مان می­بندیم و با خوش­بینی زیاد به آینده نگاه می­کنیم، همان زمانی است که درگیر سفسطه­ی برنامه­ ریزی می­شویم. برای توضیح این عبارت، مثالی می­زنم که احتمالا برای اکثرمان بسیار آشناست. زمانی­که تعطیلات قبل از امتحانات شروع می­شود، مدام خواندن جزوه­مان را به تعویق می­اندازیم و با خود برنامه می­ریزیم که تمام جزوه را شب قبل از امتحان مطالعه کنیم. درحالی­که شب امتحان به این موضوع پی می­بریم که چنین کاری،چندان آسان نیست و زمانی که برای آن اختصاص داده­ایم به­هیچ­عنوان کفایت نمی­کند. این دقیقا موقعیتی است که ما در دام سفسطه برنامه­ریزی افتاده­ایم، یعنی به­جای آنکه گذشته را در نظر بگیریم و سختی­هایی که در ترم قبل برای خواندن جزوه­ها تحمل کردیم و اتفاقات غیرمنتظره­ای که رخ دادنشان سبب شد بخشی از زمان ما به آن­ها اختصاص یابد، آینده­ای آسان را تصور می­کنیم که توانایی­مان به طرز اعجاب­آوری افزایش پیدا می­کند و زمان کش می­آید و درس­ها به­راحتی قابل فهم می­شوند و هیچ اتفاق غیرمترقبه­ای هم رخ نمی­دهد. سفسطه­ی برنامه­ریزی یکی از تبعات سوگیری خوش­بینانه در نگاه کردن به مسائل است. یعنی همان باور که باعث می­شود فکر کنیم احتمال وقوع اتفاقات خوب برای ما بیشتر از احتمال وقوع اتفاقات ناگوار است.

اهمال کاری چیست

🔴دلایل اهمال کاری که به تفکر ما در حال حاضر گره می­خورند:

۱-شکست در خودتنظیمی:

از جمله ریشه­های اهمال­کاری که مبتنی بر باورهای مربوط به زمان حال ماست، می­توان به ضعفمان در خودتنظیمی اشاره کرد. به تعریف روان­شناسان، خودتنظیمی یعنی توانایی مهارکردن خود و گذشتن از لذت­ها و پاداش­های آنی برای رسیدن به اهداف و منافع آینده. زمانی­که ترجیح می­دهیم تا به یک­کافه برویم و از نوشیدن یک­فنجان قهوه لذت ببریم در عوض آنکه در خانه بمانیم و برای امتحان سه­روز بعد مطالعه کنیم، یک لذت آنی و زودگذر را به یک منفعت غایی و دیرپا ترجیح داده­ایم. در واقع این­جاست که یک­(خواسته) را به یک(باید) اولویت داده­ایم؛ خواسته­ای که می­تواند هرزمانی انجام شود بر بایدی که باید در سریع­ترین زمان ممکن و همین حالا رخ دهد. در این­لحظه، ما در نظارت بر خویشتن و خودکنترلی شکست خورده ایم. نقص در خودتنظیمی بیشتر وابسته به شکست در تسلط بر خلق­و­خو و احساسات است تا شکست در مدیریت زمان،چراکه اهمال­کاران غالبا بر تبعات زمانی اهمال­کاری خود آگاهند، ولی نمی­توانند بر تمایلات عاطفی و روانی­شان غلبه کنند.

۲-تلاش برای ایجاد برداشت مثبت:

انسان موجودی­ست اجتماعی و ما نیز به اقتضای ذات اجتماعی­مان، همواره در تلاش برای برقراری ارتباطات اجتماعی با دیگران هستیم. از جمله ­ی این ­تلاش­ ها می­توان به تمایل ایجاد یک برداشت مثبت از خود در ذهن دیگری اشاره کرد. تلاشی که گاها ما را تا تظاهر و دورویی می­کشاند. یکی دیگر از تفکراتی که ما را به سمت اهمالکاری سوق می­دهد آن است که ترجیح می­دهیم دیگران فکر کنند که برای انجام یک­فعالیت،کوشش لازم را انجام نمی­دهیم تا اینکه باور­داشته­باشند که توانایی انجام آن­کار را نداریم؛ در واقع حفظ­ک ردن تصویرمان در ذهن دیگران را به تلاش کردن برای پیشرفت،برتری می­دهیم. ما در این­باور، از یک­شکست که هنوز رخ نداده­است، فرار می­کنیم و ارزش خود را در گرو موفقیت حتمی می­بینیم. هراسانیم از اینکه تلاش­هایمان به سرانجام نرسد و مورد قضاوت دیگران واقع شویم و برداشت ذهنی آنها از ما مخدوش شود.

۳-افراط در برنامه ­ریزی:

از موانع دیگری که بین ما و انجام وظایفمان قرار دارد و احتمال اهمال­کاری را افزایش می­دهد، برنامه ­ریزی بیش از حد معقول است. تعریف دقیق وظایف در زمان­هایی معین و غیرقابل تغییر، برنامه­ای را به­وجود­می­آورد که انعطاف بسیار کمی دارد و نمی­توانیم آن­را بر­اساس شرایط و انرژی­مان یا اتفاقات غیرمنتظره،تغییر دهیم. یا ممکن است برنامه­ریزی به گونه­ای انجام شود که فراتر از حد توانایی ما باشد. در هر دوصورت، در عمل­کردن به برنامه­مان ناکام می­مانیم و این خود، احتمال اهمال­کاری را افزایش می­دهد؛ فرار از انجام برنامه سخت و متحجری که فراتر از توانایی­مان است و احتمالا منجر به شکست می­شود.

۴-تفکر خلاف واقع رو به پایین:

تفکر خلاف واقع از دیگر سوگیری­های منجر به اهمال­کاری است. اهمال­کاران گاهی از طریق تفکر خلاف واقع رو به پایین خود را تسکین می­دهند. در تعریف این­نوع از تفکر باید گفت زمانی رخ می­دهد که فرد به آنچه که رخ­داده­است راضی می­شود و معتقد است ممکن بود بدتر از آن اتفاق بیافتد.در این­جا، مایی که درگیر این­تفکر هستیم، باور داریم که اتفاقات رخ­داده،غیرقابل کنترل و اجتناب هستند و ما در مقابل آن­ها کاری از دستمان ساخته نیست. در واقع تسلیم شرایط می­شویم و تلاشمان را بسیار بیشتر از ارزش واقعی­اش برآورد می کنیم. برای مثال زمانیکه به بهانه سهمیه­های مختلف یا پارتی­بازی­ها درباره قبولی در دانشگاه،از درس­خواندن برای کنکور امتناع می­ورزیم یا تلاش کمی می­کنیم و از رسیدن به جایگاه­های بالا، ناامیدیم. عملا اهمال­کاری­مان را از طریق شرایط غیرمنصفانه توجیه می­کنیم.

مطالعه بیشتر  اهمال کاری چیست؟(انواع اهمال کاری و غلبه بر آن)

۵-کمال­ زدگی:

و کمال­گرایی، یکی از سنگرهای مطمئن و پرکاربرد اهمال­کاران. حال بهتر است یک­بار برای همیشه کمال­گرایی را از کمال­زدگی تمییز دهیم و از آسیب­زدن به خود دست­برداریم. کمال­ گرایی به معنای تعریف معیارهایی با سطح بالا برای خود است و تلاش و تمرین سخت برای دست­یابی به آن­ها. کمال­ گرایی هرگز نکوهش نشده و درواقع جز لاینفک مسیر پیشرفت و بالندگی است. در مقابل، کمال­زدگی نیز شامل تعریف ملاک­های سطح بالا برای خود و تلاش سخت برای رسیدن به آن­ها می­شود، اما تلاشی بسیار سخت و بی­رحمانه که منجر شود فرد به هر­نحوی که شده به خواسته­اش برسد، حتی اگر به قیمت آسیب­رساندن به خودش یا دیگران تمام شود. فرد کمال­گرا در صورت ناکامی، نقاط ضعف منجر به شکستش را بررسی می­کند و سعی بر آن دارد که از آن­ها برای رسیدن به موفقیت استفاده کند اما فرد کمال­زده، تمام ارزش شخصیتی خود را در گرو موفقیت می­بیند و درصورت شکست، به­کلی خود را می­بازد.  (در آینده به­طور مفصل،به مبحث کمال­زدگی و راه­های غلبه بر آن خواهیم پرداخت.)حال فردی که درگیر کمال­زدگی است، برای آنکه ارزشش، نزد خودش، زیرسوال نرود، ترجیح می­دهد کاری را شروع نکند تا اینکه انجامش دهد و شکست بخورد.

۶-عدم اعتماد به نفس کافی برای شروع کار:

این­ موضوع نیز یکی از عللی است که گاها منجر به اهمال­کاری و تعلل در انجام مسئولیت می­شود. زمانیکه به توانایی خود باور نداریم و ترجیح می­دهیم کار را شروع نکنیم، تا آنکه شروع کنیم و در روند انجام آن به مشکل بخوریم؛ در­واقع منتظر می­مانیم تا یک­معجزه اتفاق بیافتد و توانایی­مان به طرز باورنکردنی­ای به حد قابل­قبول و رضایت­بخشی برسد. و یا اینکه منتظر می­مانیم تا تمام شرایط به یک­حالت بی­نقص و ایده­آل برسد و همه استانداردهای ذهنی­مان برآورده شوند تا کارمان را شروع کنیم.زمانیکه درس­خواندن را به بهانه مناسب­نبودن محیط یا سروصدا به تعویق می­اندازیم یا در نوشتن مقاله­مان تعلل می­کنیم، چون هوا گرم است یا چون سرشار از ایده نیستیم. گاهی باید در نظر گرفت که این محیط نیست که خود را با ما منطبق می­کند بلکه ماییم که باید خود را با شرایط محیطی سازگار کنیم؛ چون در غیر این­صورت بازنده ماییم و نه محیط !!

تا به اینجا، علل اهمال­ کاری را در باورهای مربوط به گذشته و حال، جست­و­جو و کردیم و آن­ها را شناختیم. در یادداشت بعدی، به باورهای مرتبط با آینده می­پردازیم و آخرین گام پیش از درمان اهمال­کاری را برمی­داریم. با ما همراه باشید.

✅چگونه بر اهمال کاری غلبه کنیم  ؟

دیدگاه برایان تریسی در مورد اهمال کاری را ببینیم :

🔴دلایل اهمال کاری که به  زمان آینده گره خورده است:

۱-ترس از شکست و اتلاف وقت:

گاهی از ترس آنکه نهایتا شکست بخوریم، کارمان را به­کلی شروع نمی­کنیم. درواقع از اینکه وقتمان را برای پروژه­ای صرف کنیم که به زعم ما ممکن است منجر به شکست شود، هراسانمان می کند. ما آینده را پیش­بینی و بدبینانه آن را تحریف می­کنیم و به خودمان و توانای­ مان شانس و فرصتی برای ابراز نمی­دهیم.

۲-کمال­ گرایی در خلق ایده:

گاهی هم ممکن است به تفکر کاهش ارزش ایده در صورت خلق دچار شویم. اعتقادی که به ما می­قبولاند که یک­ایده تا زمانی کامل و بی­نقص است که در ذهنمان باقی بماند و به محض اینکه با محدودیت­های مادی ما به اجرا در آید، کمال خود را از دست می­دهد و از حالت آرمانی­اش خارج­شده و نهایتا دستخوش گذر زمان، هبوط، کهنگی و در پایان نابودی می­شود. هنرمندان بسیاری هستند که ایده­هایی ناب و اصیل را در ذهن خود می­پرورانند ولی به محض آنکه شروع به خلق اثر می­کنند به این موضوع پی می­برند که توانایی­شان برای خلق بی­نقص ایده­ای که در ذهن دارند، بسیار محدود است و نمی­توانند به­نحوی که مایلند، ایده­شان را به نمایش و ظهور برسانند. پس به­کلی دست می­کشند و از خیر خلق آن می­گذرند و خود را اینگونه قانع می­کنند که هیچ باشد، بهتر است تا اینکه کامل نباشد.

۳-بیگانه­ انگاریِ منِ آینده:

یکی دیگر از تله­هایی که اهمال­کاری جلوی پایمان پهن می­کند، این است که وظیفه الآنمان را به گردن خودِ آینده­مان بیاندازیم.از حال لذت ببریم و بگذاریم خودِ آینده ما سختی­ها را تجربه کند و وظایف را انجام دهد. در اینجا ما خودِ حالمان را از خودِ آینده­مان مجزا می­بینیم و او را بیگانه­ای می­خوانیم که توانایی و زمان بسیار بیشتری نسبت به ما دارد و می­تواند به­خوبی همه شرایط را مدیریت کند و اتفاقات غیرمنتظره را از پیش بخواند و وظایف را به نحو احسنت انجام دهد. ما از او توقعی غیرواقعی داریم و از لحظه حال لذت می­بریم و نتایج و عواقب اهمال­کاری و تصمیمات اشتباهمان را به عهده او می­گذاریم. مثل زمانیکه توقع داریم که خودِ آینده­مان بتواند در یک شب، تمام مطالبی که باید در طول یک­ترم خوانده می­شد را بخواند یا وقتی­که فکر می­کنیم از شنبه قرار است معجزه­ای رخ بدهد و همه کارهایمان را به شنبه محول می­کنیم و سرسختانه باور داریم که شنبه آنقدر توانمند هستیم که تمام آن­ها را به خوبی انجام دهیم.

۴-عدم توانایی پیش­بینی منِ آینده و پیش ­داوری زمان حال:

گاهی علاوه بر بیگانه­قلمدادکردن خودِ آینده­مان، از اینکه حالات ذهنی او را پیش­بینی کنیم، ناتوانیم. در نظر نمی­گیریم که در آینده چه­چیزی ممکن است وسوسه­مان کند که کارمان را انجام ندهیم و بنابراین برنامه­ای برای غلبه­کردن بر این محرک­ها و  وسوسه­ها نمی­ریزیم. و گاهی درگیر تفکری می­شویم که آن را پیش­داوری زمان حال می­نامند؛ زمانی­که که قادر به درک این موضوع نیستیم که ممکن است چیزی که الان خواستار آن هستیم، همان چیزی نباشد که در آینده هم آن را بخواهیم. اگر امروز مصمم و سرشار از انگیزه هستیم که فردا، با یک تلاش ۱۲ساعته، تمامی وظایفمان را به­انجام­برسانیم، هیچ تضمینی نیست که فردا هم خواسته­مان، همین باشد.

۵-نامناسب­ بودن پاداش و مشوق بیرونی:

باید همواره در نظر بگیریم که ما به­تنهایی قادر به کنترل خود و تنظیم رفتارهایمان نیستیم و گاهی باید برای غلبه به حالات هیجانی­ای که ما را از هدفمان دور می­کنند، از محیط و جذابیت­های آن کمک بگیریم؛ همان ­روشی که از کودکی برای تشویقمان از آن استفاده می­کردند ،جایزه و پاداش. البته در اغلب­اوقات، خود از این­روش بهره می­بریم و با تعیین پاداش­ها و مشوق­ها مانع از افت انگیزه درخود می­شویم، اما چرا این پاداش­گذاری­ها همیشه پاسخی مطلوب ایجاد و راه­رسیدن به هدف را هموار نمی­کنند؟ پاسخ را می­توان با توجه به ذات انسان، دریافت. بشر همواره درپی یافتن کوتاه­ترین مسیر ممکن برای رسیدن به آمال و آرزوهایش بوده و مسلما یک­پاداش دیرهنگام، نمی­تواند او را به انجام کاری ترغیب کند. از طرفی غالبا افراد با مسائل عینی و ملموس ارتباط بهتری برقرار می­کنند و کسب آن­ها،برایشان لذت و رغبت بیشتری فراهم می­آورد؛بنابرین یک مشوق انتزاعی اغلب نمی­تواند مشوق مناسبی برای غلبه بر تعلل و اهمال باشد. یک­روان­شناس موفق­شدن در ده سال آینده،نمی­تواند مشوق خوبی برای منِ حال باشد تا به خستگی و عوامل محیطی دیگر غلبه کند و برای امتحان درس بخواند. به جای آن، می­توان مشوق را عینی و ملموس­تر، و آن را به زمان حال نزدیک­تر کرد. در این­مثال، یک­نمره خوب در پایان ترم می­تواند مشوق بهتری باشد؛ چراکه نمره عینی است درحالیکه موفقیت انتزاعی و نسبی­تر به نظر می­رسد؛ و از طرفی کامیابی در پایان ترم نسبت­به موفقیت در ده­سال دیگر،توانایی ایجاد انگیزه بیشتری دارد. در واقع مشوق کوچک و سریع، تاثیر بیشتری نسبت به مشوق بزرگ ولی دیر دارد. موضوع دیگری که در جهت تاثیرگذارواقع­شدن مشوق باید موردتوجه قراربگیرد، آن است که ارزش پاداش آینده را با میزان تلاش و سختی لازم در زمان حال منطبق کنیم. زمانیکه که شکاف بین سختی کار و ارزش پاداش و هدف نهایی آن زیاد باشد،انگیزه از بین می­رود و فرد به سمت اهمال­کاری سوق پیدا می­کند. هیچ کودکی حاضر نیست برای یک­شکلات،تلاش و سختی زیاد برای کسب یک­معدل بالا را به جان بخرد؛ در حالیکه ممکن است برای یک­سفر هیجان انگیز یا یک­شب در شهربازی،به چنین­زحمتی تن بدهد.

 

دلایل اهمال­ کاری از نگاه آلیس و جیمزنال

آلبرت الیس، دانشمند نامور حوزه­ی روان­شناسی و روان­پزشکی، و ویلیام جی نال، صاحب­نظر زمینه­ی تعلیم و تربیت، درکتاب خود تحت ­عنوان روان­شناسی اهمال­ کاری، به بررسی این پدیده و علل آن می­پردازند.

آلبرت الیس
آلبرت الیس

سه علت اصلی  اهمال­ کاری از دیدگاه الیس و نال :

۱-احساس خودکم­ بینی:

اولین دلیل،احساس خودکم­بینی­ای است که فرد را به اهمال­کاری می­کشاند. این خودکم ­بینی از سه ­منبع ناشی می­شود: کمال گرایی، که بالاتر به آن اشاره شد، تلاش برای جلب محبت دیگران و نهایتا تمایل عجیب ما برای صحه­ گذاشتن روی تصورات منفی­مان از خودمان. در توضیح دومین عامل باید گفت زمانیکه برای جلب محبت دیگران تلاش می­کنیم، در تکاپوی آنیم که در روند کارمان، به استانداردهای ذهنی تعریف­شده از سمت دیگران برسیم و این سبب می­شود تا استانداردها و ایده­آل­های مطلوب خود را فراموش کنیم و طبیعتا کاری که در خودمان ایجاد رضایت نکند، با بی­رغبتی ما مواجه خواهد شد. احساس خودکم­بینی ناشی از این سه­عامل سبب کاهش اعتمادبه­نفس و در پی آن، ایجاد حس بی­ارزشی در ما می­شود؛ چراکه عدم کسب موفقیت در انجام مسئولیت مد نظر،به هر­دلیلی،سبب ایجاد حس شرمندگی ناشی از عدم تحقق کمال­گرایی و شکست در جلب محبت و تایید دیگران می­شود و از طرفی روی تمام برچسب­های منفی­ای که به خودمان زده­ایم،مهر تایید می­زند؛ و همه­ی این­ها بی­ارزشی­ای در پی دارد که هرگونه آمادگی و رغبت برای ادامه کار را از فرد سلب می­کند.

۲-به­ خودرسیدنِ افراطی:

زمانیکه همزمان با بالارفتن توقعمان از خودمان،سطح تحملمان در برابر مشکلات و سختی­ها پایین می­آید؛ اینجاست که برآورد ما از توانایی و قابلیت­هایمان از آنچه که واقعا آن را دارا هستیم،بالاتر پیش­بینی می­شود و در ادامه توقع موفقیت­هایی بالاتر از توانایی­مان از خود داریم و در عوض میزان مشکلات و موانع موجود در مسیر را بسیار کمتر از حد واقعی آن پیش­بینی می­کنیم. این توقع بالا و تحمل پایین سبب می­شود که با نرسیدن به سطح موفقیت مورد نظر و از طرفی رویارویی با مشکلات ورای حدتصورمان، از شکست بهراسیم و درگیر اهمال­کاری شویم. دقیقا همان­زمانی­که برای اولین­بار کمان به دست می­گیریم و توقع داریم چله را به آسانی بکشیم و تیری پرتاب کنیم، اما با مشاهده­ی آنکه حتی توانایی کشیدن چله در حد چند­­سانتی­متر را هم نداریم، به این­نتیجه می­رسیم که بهتر است به سراغ یک­رشته ورزشی دیگر برویم.

۳-خشم و دشمنی نسبت به دیگران:

نال و الیس سومین ریشه اهمال­کاری را در خشم و دشمنی می­بینند و معتقدند زمانیکه در انجام تکالیف مربوط به دیگران تعلل می­ورزیم، در واقع از این راه به دنبال تخلیه خشم سرکوب­شده­مان نسبت به آن­ها هستیم.

ریشه­ها و علل هر­رفتاری می­تواند در هر­فرد انحصاری و متفاوت باشد و از اتفاقات زندگی وی نشات بگیرد؛ اما به طور کل مواردی که در بالا ذکر شد در غالب مواقع علت و ریشه اهمال­کاری در ماست و دیواریست که بین ما و هدفمان کشیده شده و دستیابی به آن را سخت یا گاها غیر ممکن ساخته­است. پس از درک چیستی و چرایی، اکنون زمان آن است که به راه­حل بیاندیشیم و یک­بار برای همیشه شر این ویروس را از سر زندگیمان کم کنیم.

مطالعه بیشتر  اهمال کاری چیست؟(انواع اهمال کاری و غلبه بر آن)
💛اگراین مطلب را پسندید به اشتراک هم بگذارید💛

به گفتگو بپیوندید